آراد کوچولو

معجزه خدا

تولد 1 سالگی عشق من

  تولد عشقم مبارک تو که حس خوب مادری را به من هدیه کردی با تو من خوشبخت ترینم با هر نفست امید زندگی به من میبخشی دوستت دارم تولدت مبارک عشقم تم تولدت بره ناقلا  با رنگ سبز و ابی و سفید بود از بابایی هم بسیار بسیار تشکر میکنم که خیلی زحمت کشید و کمکم کرد مادر جون بابا که شما رو نگه داشتن تا ما به کارا برسیم برای گرفتن عکس اصلا همکاری نمیکردی کلا خیلی بیقراری کردی و حوصله نداشتی واسه همین عکسا خیلی خوب نشدن  بقیه عکسا رو نمیتونم بزارم به خاطر محدودیت های وبلاگ عزیزم خوشحالی و خوشبختی تو ارزومه   ...
12 اسفند 1391

تولد 6 ماهگی

عزیز دلم 6 ماهت تموم شد تولد نیم سالگیت مبارک عکسای اتلیه هم حاضر شد اما برام رو فلش نریختن که بزارم تو وبت هر کاری کردم برام نریختن واسه همین با دوربین از روشون عکس گرفتم یه کم بی کیفیت شده ببخشید بابایی هم زنگ زد و تبریک گفت گفت که شب میادو میریم بیرون یه جشن میگیریم  بوس بوس بوس       ...
9 شهريور 1391

اولین چهار دست و پا

چند وقت پیش دمر بودی رو زمین یه هو رو زانوهات وایستادی از خوشحالی جیغ زدم پریدم بغلت کردم عاشق این حرکتتم اما هنوز نمیتونستی بییایی جلو امروز که 7 روز مونده تا 7 ماهه بشی چند قدم رفتی بهت تبریک میگم  زودی زنگ زدم به بابایی و خبر دادم کلی خوشحال شد انشالا همینطور سلامت باشیو روز به روز پیشرفت کنی ...
2 شهريور 1391

یه سری عکس

  قربون زستت بشم من ببین وقتی جیغ میکشی چه شکلی میشی انقدر شیطون شدی که حتی نمیذاری لباستو بپوشونم یا پوشکت کنم بهترین فوتبالیست اینده ...
2 شهريور 1391

پارک ابشار

شب عید فطر رفتیم پارک ابشار خیلی تعریفشو شنیده بودیم ساعت 9 شب بود اخه میگفتن شبش قشنگه یه کوهی بود که بالاش ابشار داشت تا نصف راه رفتیم اما خیلی مونده بود تا بالا برسیم و شما هم خسته شده بودیو گریه میکردی دیگه تا بالا نرفتیم البته اونایی که میومدن پایین میگفتن خیلی هم جذاب نیست تاریک بود نشد خیلی عکس بگگیریم بیشتر کوه بود تا فضای سبز عزیزم ببین از اون بالا تهران شبش چه قشنگه ...
2 شهريور 1391

تشکر از بهترین بابای دنیا

              بهترین کلمه برای ارامش خاطر پدره / پدری که کاراشو با هیچی تو دنیا نمیشه جبران کرد وحتی کلمات هم در وصف او عاجزند . لحظه لحظه و قدم به قدم در زندگی کنار ما بودی جز حقیقت و به مهربانی سخن نگفتی و جز حلال روزی نیاوردی و جز درستی و ثواب قدم بر نداشتی .تو که از خودت و تمام خواسته هات گذشتی تا ما اروم و شاد باشیم تو که همیشه خستگی هاتو پشت در گذاشتی و با لبخند اومدی خونه تو که سختی ها و مشکلاتو از ما پنهان کردی تا ما با فکر اروم زندگی کنیم با چه جملاتی ازت قدر دانی کنیم؟ همیشه بهترین ها رو برای ما خواستی بی انکه به خواسته خودت توجه کنی مثل کوه محکم و استواری و مثل اب ...
30 مرداد 1391

پارک اب و اتش

دیروز 27 مرداد رفتیم پارک اب و اتش از زمین فواره های اب درست کردن که بچه ها کلی بازی و شادی میکنن تو هم که جیغ و داد راه انداخته بودی که بری اون وسط به روایت تصویر بالاخره انقدر غر زدی تا بابایی مهربون بردتت اون وسط   بعدشم اب محکم خرده بود تو صورتت عصبانی بودی   اینجا هم سبزه گره میزدی واسه ایندت مامان جونی زوده اخه   اینم پدر جونی   عزیزم خسته نباشی همیشه شاد باشی ...
29 مرداد 1391